|
عاشقانه | ||
|
یکی هست ، تو قلبم که هرشب واسه اون می نویسم و اون خوابه نمی خوام ، بدونه واسه اونه که قلب من این همه بی تابه یه کاغذ ،یه خودکار دوباره شده همدم این دل دیوونه یه نامه ، که خیسه پر از اشک و کسی بازم اون و نمی خونه
یه روز همین جا ، تویه اتاقم یه دفعه گفت داره میره چیزی نگفتم ، آخه نخواستم دلش و غصه بگیره گریه می کردم ، درو که می بست می دونستم که میمیرم اون عزیزم بود ، نمی تونستم جلوی راشو بگیرم
می ترسم یه روزی برسه که اونو نبینم بمیرم تنها خدایا کمک کن نمی خوام بدونه دارم جون می کنم اینجا سکوت اتاقو داره می شکنه تیک تاکه ساعته رو دیوار دوباره نمی خوام بشه باوره من که دیگه نمیاد انگار
یه روز همین جا ، تویه اتاقم یه دفعه گفت داره میره چیزی نگفتم ، آخه نخواستم دلش و غصه بگیره گریه می کردم ، درو که می بست می دونستم که میمیرم اون عزیزم بود ، نمی تونستم جلوی راشو بگیرم
یکی هست ، تو قلبم که هرشب واسه اون می نویسم و اون خوابه نمی خوام ، بدونه واسه اونه که قلب من این همه بی تابه یه کاغذ ،یه خودکار دوباره شده همدم این دل دیوونه یه نامه ، که خیسه پر از اشک و کسی بازم اون و نمی خونه
[ جمعه بیست و چهارم تیر 1390 ] [ 23:27 ] [ نیما ]
دلتنگ تر از آن که دلم را بشکانی
[ جمعه بیست و چهارم تیر 1390 ] [ 23:26 ] [ نیما ]
این اشک های بی دلیل من [ جمعه بیست و چهارم تیر 1390 ] [ 23:25 ] [ نیما ]
آدما خنده هاشون همیشه از دل خوشی نیست ، گاهی شکستن دلی کمتر از آدم کشی نیست ، گاهی دل اینقدر تنگ میشه که گریه هم کم میاره ، یه جمله ی ساده گاهی چقدر واست غم میاره
[ جمعه بیست و چهارم تیر 1390 ] [ 23:25 ] [ نیما ]
میدونی فرق عزیز و دلتنگ چیه ؟ دلتنگ کسیه که پیام میده ، عزیز کسیه که پیام میخونه
[ جمعه بیست و چهارم تیر 1390 ] [ 23:24 ] [ نیما ]
نگاهت کافیست تا دوباره در هوای آمدنت بمیرم ، تو همیشه دعوتی ، راس ساعت دلتنگی در جستجوی تو چشمانم از نفس افتاد ، در کجای جغرافیای دلت ایستاده ام که خانه ام ابری است ، همیشه دلتنگ توام .آسمانم دلم برای تـو، آنقدر تنگ می شود
[ جمعه بیست و چهارم تیر 1390 ] [ 23:24 ] [ نیما ]
دلتنگى” حس نبودن کسی است که تمام وجودت یکباره تمنای بودنش رامیکنددلتنگتم [ جمعه بیست و چهارم تیر 1390 ] [ 23:23 ] [ نیما ]
گاه گاهی که دلم تنگ و نگاهم ابری است ، کاش میشد که تو را میدیدم اشک چشمام جمع شده ، یواش یواش سنگ شده خبر داری چه اندازه ، دلم برات تنگ شده ؟ در قید غمم، خاطر آزاد کجایی؟ تنگ است دلم، قوت فریاد کجایی؟ با آنکه ز ما یاد نکردی ای آنکه نرفتی دمی از یاد کجایی؟ [ جمعه بیست و چهارم تیر 1390 ] [ 23:23 ] [ نیما ]
اگر می بینیم کسی که قلبش پر از محبت علی است و از محبت علی اشک می ریزد و سرنوشت جامعه آن سرنوشت خوبی نیست و دردناک است.این نشان دهنده آنست که علی را نمی شناسد.
مشکل ما ضعف ایمان نیست، عدم معرفت علمی مسائلی است که به آن ایمان داریم و یکی از آن مسائل تشیع و اسلام است.معتقدیم ولی آنرا نمی شناسیم و آشنایی منطقی از آن نداریم و به مردی معتقدیم به عنوان یک امام و یک مرد بزرگ و کسی که همیشه مورد ستایش ما بوده،اما متاسفانه علی را نمی شناسیم.
علی شریعتی،نوشته هاي قشنگ دکتر علی شریعتی،متن هاي بامعني از دکتر علی شریعتی،جملات زيباي دکتر علی شریعتی،نوشته های زیباي دکتر علی شریعتی،جملات ادبی دکتر علی شریعتی،متن های زیباي دکتر علی شریعتی،جملات آموزنده دکتر علی شریعتی،سخنان زیباي دکتر علی شریعتی،مطالب زیباي دکتر علی شریعتی،مطالب كوتاه ادبي دکتر علی شریعتی،نوشته هاي قشنگ دکتر علی شریعتی،متن هاي بامعني دکتر علی شریعتی،جملات زيبا از دکتر علی شریعتی،نوشته های زیبا از دکتر علی شریعتی،جملات ادبی از دکتر علی شریعتی،متن های زیبا از دکتر علی شریعتی،جملات آموزنده از دکتر علی شریعتی،سخنان زیبا از دکتر علی شریعتی،مطالب زیبا از دکتر علی شریعتی،مطالب كوتاه ادبي از دکت جملات زيبا از دکتر شریعتی
اگر می بینیم کسی که قلبش پر از محبت علی است و از محبت علی اشک می ریزد و سرنوشت جامعه آن سرنوشت خوبی نیست و دردناک است.این نشان دهنده آنست که علی را نمی شناسد.
مشکل ما ضعف ایمان نیست، عدم معرفت علمی مسائلی است که به آن ایمان داریم و یکی از آن مسائل تشیع و اسلام است.معتقدیم ولی آنرا نمی شناسیم و آشنایی منطقی از آن نداریم و به مردی معتقدیم به عنوان یک امام و یک مرد بزرگ و کسی که همیشه مورد ستایش ما بوده،اما متاسفانه علی را نمی شناسیم.
محبت نجات بخش نیست ، معرفت نجات بخش است.ما موظف به شناخت علی در زمان خودمان هستیم نه محبت به امام.
علی مظهر پیروزی در شکست است.ما همیشه پیروزی را در پیروزی می شناسیم ولی علی درس بزرگی به ما داد و آن درس پیروزی در شکست است. دکتر علی شریعتی
در جملاتی که علی در تمام عمرش گفت ، این جمله از همه رساتر و عمیقتر ،زیباتر ، اثربخش و آموزنده تر بود.
مگر با کلمات می توان از علی سخن گفت ؟
درد علي دو گونه است: دردي كه از ضربه ي ابن ملجم در فرق سرش احساس مي كند و درد ديگر دردي است كه او را تنها در نيمه شب هاي خاموش به دل نخلستانهاي اطراف مدينه كشانده...و به ناله درآورده است.ما تنها بر دردي مي گرييم كه از ابن ملجم در فرقش احساس مي كند.
من معتقدم،اسلام کمتر مدیون شمشیر علی و جهاد اوست و بیشتر مدیون سکوت و تحمل اوست! دکتر علی شریعتی
ما يك ملت «دوستدار علي» هستيم، اما نه «شيعه علي »!
«شيعه علي بودن» از «چون علي عمل كردن» شروع ميشود. دکتر علی شریعتی
اگر باطل را نمی توان ساقط کرد می توان رسوا ساخت اگر حق را نمی توان استقرار بخشید می توان اثبات کرد طرح کرد و به زمان شناساند و زنده نگه داشت. دکتر علی شریعتی
علي سه شعار گذاشت ، سه شعاري که همه هستي خودش و خاندانش قرباني اين سه شعار شدند : « مکتب » ، «وحدت» و «عدالت» . دکتر علی شریعتی
از هنگامي كه به جاي شيعه علي بودن و از هنگامي كه بهجاي شيعه حسين بودن و شيعه زينب بودن، يعني «پيرو شهيدان بودن»، «زنان و مردان ما» عزادار شهيدان شدهاند و بس، در عزاي هميشگي ماندهايم! دکتر علی شریعتی
تشیع صفوی،بر خلاف تشیع علوی مذهب راه حل یابی است برای گریز از مسئولیت ها. مذهب تجلید و تذهیب و تجلیل قرآن ، نه تحقیق و تفسیر قرآن.تقدیس قرآن اما نه برای باز کردن و خواندن قرآن. توسل یکسره به کتاب دعا، برای بستن قرآن، چرا که گشودن قرآن، سخت است و مسئولیت آور، کتابی که چنان حساب و کتاب دقیقی دارد که می گوید نتیجه یک ذره کار نیک را می بینی، و کیفر ذره ای کار بد را می چشی ( فمن یعمل مثقال ذرة خیراً یره و من یعمل مثقال ذرة شراً یره ) دکتر علی شریعتی
خدايا به من زيستني عطا کن، که در لحظه ي مرگ بر بي ثمري لحظه اي که براي زيستن گذشته است حسرت نخورم ، و مردني عطا کن که بربيهودگيش سوگوار نباشم . براي اينکه هر کس آنچنان مي ميرد که زندگي مي کند. خدايا تو چگونه زيستن را به من بياموز، چگونه مردن را خود خواهم آموخت .خدايا رحمتي کن تا ايمان ، نان ونام برايم نياورد ، قدرتم بخش تا نانم را و حتي نامم را در خطر ايمانم افکنم ، تا از آنهايي باشم که پول دنيا را مي گيرند و براي دين کار مي کنند ، نه از آنهايي که پول دين مي گيرند و براي دنيا کار مي کنند . دکتر علی شریعتی سخنان شریعتی (امام حسین)در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی میکنند اما برای حسینی که آزاده زندگی کرد٬میگریند. دکتر علی شریعتی
حسین بیشتر از آب تشنه ی لبیک بود.افسوس که به جای افکارش، زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند. دکتر علی شریعتی
دیدم عده ای مرده متحرک که بر زنده ی همشه جاوید عزاداری میکردند! دکتر علی شریعتی
اگر در جامعه ای فقط یک حسین و یا چند ابوذر داشته باشیم هم زندگی خواهیم داشت هم آزادی هم فکر و هم علم خواهیم داشت و هم محبت هم قدرت و سرسختی خواهیم داشت و هم دشمن شکنی و هم عشق به خدا... دکتر علی شریعتی
آنان که رفتند، کاری حسینی کردند. آنان که ماندند باید کاری زینبی کنند، وگرنه یزیدیاند. دکتر علی شریعتی
از كودك حسين (ع) گرفته تا برادرش، و از خودش تا غلامش، و از آن قاري قرآن تا آن معلم اطفال كوفه، تا آن مؤذن، تا آن مرد خويشاوند يا بيگانه، و تا آن مرد اشرافي و بزرگ و باحيثيت در جامعه خود و تا آن مرد عاري از همه فخرهاي اجتماعي، همه برادرانه در برابر شهادت ايستادند تا به همه مردان، زنان، كودكان و همه پيران و جوانان هميشه تاريخ بياموزند كه بايد چگونه زندگي كنند .دکتر علی شریعتی
از هنگامي كه به جاي شيعه علي (ع) بودن و از هنگامي كه بهجاي شيعه حسين (ع) بودن و شيعه زينب (س) بودن، يعني «پيرو شهيدان بودن»، «زنان و مردان ما» عزادار شهيدان شدهاند و بس، در عزاي هميشگي ماندهايم! دکتر علی شریعتی
اين كه حسين (ع) فرياد ميزند:آيا كسي هست كه مرا ياري كند و انتقام كشد؟» «هل من ناصر ينصرني؟» مگر نمي داند كه كسي نيست كه او را ياري كند و انتقام گيرد؟ اين سؤال، سؤال از تاريخ فرداي بشري است و اين پرسش از آينده است و از همه ماست.دکتر علی شریعتی
حسینعلیه السلام زنده جاویدي است كه هر سال، دوباره شهید ميشود و همگان را به یاري جبهه حق زمان خود، دعوت ميكند . دکتر علی شریعتی
حسين (ع) يك درس بزرگتر ازشهادتش به ما داده است و آن نيمهتمام گذاشتن حج و به سوي شهادت رفتن است. مراسم حج را به پايان نميبرد تا به همه حجگزاران تاريخ، نمازگزاران تاريخ، مؤمنان به سنت ابراهيم، بياموزد كه اگر هدف نباشد، اگر حسين (ع) نباشد و اگر يزيد باشد، چرخيدن بر گرد خانه خدا، با خانه بت، مساوي است.دکتر علی شریعتی
مسؤوليت شيعه بودن يعني چه، مسؤوليت آزاده انسان بودن يعني چه، بايد بداند كه در نبرد هميشه تاريخ و هميشه زمان و همه جاي زمين ـ كه همه صحنهها كربلاست، و همه ماهها محرم و همه روزها عاشورا ـ بايد انتخاب كنند: يا خون را، يا پيام را، يا حسين بودن يا زينب بودن را، يا آنچنان مردن را، يا اينچنين ماندن را ... دکتر علی شریعتی
امام حسین علیه السلام یك شهید است كه حتى پیش از كشته شدن خویش به شهادت رسیده است؛ نه در گودى قتلگاه، بلكه در درون خانه خویش، از آن لحظه كه به دعوت ولید - حاكم مدینه - كه از او بیعت مطالبه مى كرد، «نه» گفتُ .این، «نه» طرد و نفى چیزى بود كه در قبال آن، شهادت انتخاب شده است و از آن لحظه، حسین شهید است. دکتر علی شریعتی
فتواى حسین این است: آرى! در نتوانستن نیز بایستن هست. دکتر علی شریعتی
حسین ضعیفی که باید برای او گریست نبود... آموزگار بزرگ شهادت اكنون برخاسته است تا به همه آنها كه جهاد را تنها در توانستن مى فهمند و به همه آنها كه پیروزى بر خصم را تنها در غلبه، بیاموزد كه شهادت نه یك باختن، كه یك انتخاب است؛ انتخابى كه در آن، مجاهد با قربانى كردن خویش در آستانه معبد آزادى و محراب عشق، پیروز مى شود و حسین «وارث آدم» - كه به بنىآدم زیستن داد - و «وارث پیامبران بزرگ» - كه به انسان چگونه باید زیست را آموختند ... دکتر علی شریعتی
مقتدایان امام حسین علیه السلام كسانى هستند كه از مایه جان خویش در راه خدا نثار مىكنند و به راستى حسین آموزگار بزرگ شهادت است كه هنر خوب مردن را در جان بىتاب انسانهاى عاشق، تزریق می كند. دکتر علی شریعتی
"آنها كه تن به هر ذلتى مى دهند تا زنده بمانند، مرده هاى خاموش و پلید تاریخند و ببینید آیا كسانى كه سخاوتمندانه با حسین به قتلگاه خویش آمده اند و مرگ خویش را انتخاب كرده اند - در حالى كه صدها گریزگاه آبرومندانه براى ماندنشان بود و صدها توجیه شرعى و دینى براى زند [ جمعه بیست و چهارم تیر 1390 ] [ 23:22 ] [ نیما ]
بهم نگی ندید بدید ، نگی منو دید و پرید ، بمونه بین خودمون ، به یادتم خیلی شدید . *** * * * * * * * * * * * * *** توی کلبه توی بیشه ، رو بخار گرم شیشه ، می نویسم با تو هستم ، از گذشته تا همیشه . *** * * * * * * * * * * * * *** من مست غم عشقم با خنده خمارم کن ، صیاد اگر هستی با بوسه شکارم کن . *** * * * * * * * * * * * * *** تحمل تنهایی بهتر از گدایی محبت است . *** * * * * * * * * * * * * *** قلبی که فراموشت کند قلب من نیست ، هرگز فراموش کردنت در فکر من نیست . *** * * * * * * * * * * * * *** یادت باشه که یادم باشه که یادت بدم که یاد بگیری که همیشه به یادتم و یادت هیچوقت از یادم نمیره ، اینو هیچوقت از یادت نره . * * * * * * * * * * * * * * * * * * میدونی چرا خدا لای انگشتات فاصله گذاشته ؟ برای اینکه این فاصله ها رو با دستای کسی که دوستش داری پر کنی ! *** * * * * * * * * * * * * *** گل لاله ، گل نرگس ، گل پونه ، گل یاس ، اینا همه تقدیم به کسی که خودش سالار گلهاست ! *** * * * * * * * * * * * * *** قسمت این بود که من یار تو باشم ، همه عمر گرفتار تو باشم ، قسمت این بود که در دایره ی جور و جفا ، من نقطه ی پرگار تو باشم . * * * * * * * * * * * * * * * * * * مواظب این اس ام اس باش ، چون یه دل توشه که خیلی هواتو کرده . *** * * * * * * * * * * * * *** چه غریبانه می گریست آن شب بی تو تکه ابری که سکوت وجودم رو فهمید و چه غریبانه خندیدم آن روز که بی تو مرگم را فهمید . *** * * * * * * * * * * * * *** همه لرزش دل و دستم از آن بود که یه روز عشق از دستم برود . *** * * * * * * * * * * * * *** دوری پایان دوستی نیست ، لطیف ترین غم دنیاست . *** * * * * * * * * * * * * *** نه هر آنکه گفت عاشقم معشوقی دادند ، نه هر آنکه دردی داشت درمانی دادند ، اما به من دیوانه از روی عشق ، دلبری افسانه ای مجنونی آسمانی دادند . *** * * * * * * * * * * * * *** زندگی زیباست اگر آن را برای خود زشت نکنی ، زندگی شیرین است اگر آن را برای خود تلخ نکنی . *** * * * * * * * * * * * * *** داروهای تلخ را با روپوش شیرین می پوشانم ، چرا حقیقت و اخلاق را نیز با لباسهای زیبا نپوشانم ؟ (شامفور) [ جمعه بیست و چهارم تیر 1390 ] [ 23:20 ] [ نیما ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||